تبليغاتX
دو تا خول ديونه با هم چي میشن ؟؟

دو تا خول ديونه با هم چي میشن ؟؟

___ @ Do Nashnas @ ___

عکس از مهناز افشار گوگوش تهران

 

بقیه ادامه مطلب .........................

نظر بدی خوشهال می کنی ماروو...............................

 


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  شنبه پانزدهم تیر 1387ساعت 10:26  توسط  میلاد و زهرا  | 

عکس ها از U2008

برای دیدن بقیه عکس ها به ادامه مطلب بروید

نظر یادتون نره ه ه ه ه ه ه

 


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  شنبه پانزدهم تیر 1387ساعت 10:2  توسط  میلاد و زهرا  | 

منو گذاشت و رفت.....

دیدی آخرش منو گذاشتو رفت،از زمین قلبمو بر نداشت و رفت

دیدی آخرش منو دیوونه کرد،واسه رفتن همینو بهونه کرد

دیدی اون وعده هایی که رنگی بود،تمومش فقط واسه قشنگی بود

دیدی اون که دلموبهش دادم،رفت و ازچشمای نازش افتادم

دیدی اونی که میگفت مال منه،دم آخر نیومد سر بزنه

دیدی خط زد اسممو ازدفترش،رفت و اسفند نزدم دور سرش

دیدی اون نخواست برم به بدرقش،دیدی که باختم توی مسابقش

دیدی مهربونیا رو زد کنار،رفت و چشمامو گذاشت تو انتظار

دیدی رفت گذاشت به پای سرنوشت،گفت شاید ببینمت توی بهشت

 

+ نوشته شده در  شنبه بیست و یکم اردیبهشت 1387ساعت 12:20  توسط  میلاد و زهرا  | 

شعر

شمع .....

 

 

شمع شمعی جلوی بادم با شعله ای خمیده

 

ریزان ز اشک عشق  از سوز دل به سینه

 

باقی نماند از من چون شعله دل بسوزد

 

جزء قطره های اشکم  عمری  به  جاودانه

 

------------------------------------------------------------

 

 

بر سر سنگ مزار .......

 

 

الا، ای رهگذر ! منگر ! چنین بیگانه بر گورم چه می خواهی ؟

 

چه می جویی ، در این کاشانه ی عورم ؟ چه سان گویم ؟ چه سان گریم ؟

 

حدیث قلب رنجورم ؟ از این خوابیدن در زیر سنگ و خاک .........

 

 

-----------------------------------------------------------------------------

 

آخرین خواهش ....

 

 

آخرین خواهش مگذار که در یاد تو دلدار بمیرم با آه دل و بغض شرر بار بمیرم

 

مگذار که در این ره سرگشته و مبهم در پیچ و خم وادی پندار بمیرم ........

 

 

------------------------------------------------------------------------------------------

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه نوزدهم اردیبهشت 1387ساعت 17:42  توسط  میلاد و زهرا  | 

دل من ......

عاشق همه سان مست ورسوادیوانه و شوریده و شیداباد

باهوشیاری غصه هرچه خوری چون مست شدی هرچه باداباد

دل من دیگه خطا نکن با غریبه هاوفانکن

زندیگی رو باختی دل من مردم شناختی دل من

تا به کی سراپاحقیقتی تابه کی خراب محبتی

همنشین اینو اون میشی خسته وپریشون خون میشی

دشت وقت تو کویر میشه مرغ آرزوت اسیر میشه

روبه روت سراب پشت سر خراب  

روبه روت سراب پشت سر خراب

ساکتو صبوری دل مثل بوف کوری دل من

زنگی رو باختی دل من مردمو شناختی دل من

دل من دیگه خطا نکن با غریبه ها وفا نکن

زندگی رو باختی دل من مردمو شناختی دل من

زندگی رو باختی دل من مردمو شناختی دل من

توی خون نشستی دل من بی صدا نشستی دل من

زندگی رو باختی دل من مردمو شناختی دل من

ساکتو صبوری دل مثل بوف کوری دل من

زندگی رو باختی دل من مردمو شناختی دل من

 

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه نوزدهم اردیبهشت 1387ساعت 17:8  توسط  میلاد و زهرا  | 

غروب سرد

 در غروب سرود غمگین دلت  

         

این منم دلگیرترین آوازها

 

در شکست شاخه های اعتماد

 

محرم پر رمزترین رازها

 

با نگاهی سرد و خیس و دلشکن

 

می شوم خیره در آغوش غروب

 

تا که شاید در هوای انتظار

 

روزی یار من بیاید از جنوب

 

این منم که حالا رو به جاده ها خسته ام در انتظار دیدنت

 

می شرمم ثانیه ها رو بی امان

 

همه زمان تا لحظه  رسیدن

+ نوشته شده در  شنبه هفتم اردیبهشت 1387ساعت 19:54  توسط  میلاد و زهرا  | 

عکس دخترهای ایرانی

برای دیدن بقیه عکس ها به ادامه مطلب بروید


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  جمعه سی ام فروردین 1387ساعت 19:21  توسط  میلاد و زهرا  | 

عکس عاشقانه جدید

برای دیدن بقیه عکسها به ادامه مطلب بروید


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و نهم فروردین 1387ساعت 20:34  توسط  میلاد و زهرا  | 

عکس های جالب و دیدنی

برای دیدن بقیه عکسها به ادامه مطلب بروید


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و نهم فروردین 1387ساعت 20:21  توسط  میلاد و زهرا  | 

عکس های قدیمی

 

برای دیدن بقیه عکس ها به ادامه مطلب بروید

 


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و نهم فروردین 1387ساعت 20:15  توسط  میلاد و زهرا  | 

عکس های طبیعت

برای دیدن بقیه عکسها به ادامه مطلب بروید

منبع :http://alldata.ir


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و پنجم فروردین 1387ساعت 9:10  توسط  میلاد و زهرا  | 

دوباره عید در راه است

دوباره عید در راه است
من روزنامه های کهنه را میکشم به پنجره ها
مردی زنش را سر بریده است
گردن این زنها از مو هم باریکتر شده
یک نفر یک عالمه پول اختلاص کرده
قیافه اش آشناست
آها او همان کار آفرین پارسال است
نمی دانم چرا هی مارا تحریم میکنند
کاش میدانستم تحریم یعنی چه
ولش کن اینجا نوشته تحریم ها به ملت کاری ندارد
- افزایش نرخ تورم -
یاد پاهای عمه خانم می افتم
ریس جمهوریک کشوری از ما تشکر کرده است
گویا برایشان بندر ساخته ایم
_جوانان بیکارند_
من اگر کاره ای بودم جوانان را میفرستادم همان بندر کار پیدا کنند
اوووووه نفت شده بشکه ای 100 دولار
پولدار شدیم برای عید هرچه که بخواهیم می خریم
شهردار تهران رفته برای بغداد مترو بسازد
دمش گرم
کاش شهردار ما هم این چاله چوله ها را پر می کرد
کاش شهردار مار ا با شهردار تهران عوض می کردند
چقدر این هنر پیشه ها زن عوض می کنند
کاش شوهر شادی هم عوضش می کرد ,جای اینکه هی چش و چالش را سیاه کند
برای بر طرف کردن چروک و کبودی دور چشم از پمادهای ما بخرید
ساخت فرانسه
یادم باشد به شادی اسمش را بگویم
گرچه شاید به درد چشمهای ایرانی نخورد
پانزده کاندیدای دیگر تائید صلاحیت شدند
پس میشود بیست روزه هم اصلاح شد
دوباره یک نفر خودش را وسط صد نفر منفجر کرده
حالا صد و یک نفر میروند به بهشت
یک جوان شرور اعدام شد
یکی نیست بگوید چه مرگت است که به زنهای پنجاه ساله تجاوز می کنی
خوب برو زن بگیر وام هم که اینجا نوشته می دهند
خسته شدم استخوانهای دستم تیر می کشد
پنجره ها برق میزنند
و دل من سیاه شده است

 

زهرا خانم سلام 

 

عیدت مبارک باشه پیشا پیش  امیدوارم 

 

در تمام لحظات زندگیت خوش و سرحال باشی 

 

  

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و ششم اسفند 1386ساعت 15:17  توسط  میلاد و زهرا  | 

سال و مبارک

 

بسم الله الرحمن الرحیم

 

 یا مقلب القلوب و الابصار

 

یا مدبر الیل و النهار

 

یا محول الحول و الاحوال

 

حول حالنا الی احسن الحال

 

  مش میلاد  عید  مبارک

 

 تقدیم به مش میلاد که هر چی بهش گفتم  یه شعر قشنگ سند کنم برام 

 نکرد که نکرد

 

 

مثه یك مهمون چه ساده یه روزی اومدی از راه

 توی شبهای سیاهم نور فشوندی مثه یك ماه

یه روزی اومدی گر چه قراری نبود بمونی

 قراری نبود تو قلبم آواز عشقو بخونی

 دلمو قفل زده بودم كسی راشو یاد نگیره

نتونه كسی عنان دلمو به دست بگیره

آروم آروم قفل قلبم با نگاهت نرم نرم شد

 دل سرد وغم گرفته ام مثه خورشید گرم گرم شد

 تو شدی صاحب این دل گر چه عقلم می گه میری

 نمی تونی تا بمونی دستمو به دست بگیری

عاشقونه ست این نگاهم عزیزم تا وقتی هستی

 تا وقتی عهد جدیدو با یكی دیگه نبستی

لحظه ای كه عزم رفتن كنی و پیشم نمونی

 نفرینت نمی كنم من نمی خوام تنها بمونی

 اگه لحظه ای به یادم افتادی بدون همون دم

واسه تو ترانه خوندم واسه تو شعری سرودم

شایدم تنهایی و غم تقدیرهمیشه ام بود

 شایدم غصه و ماتم پیشونی نوشته ام بود

 تو هنوز اول راهی اما من آخر خطم

وقتی چشم به هم زدی تو   می بینی كه دیگه رفتم

 آب می ریزم پشت پاهات وقتی كه بری عزیزم

 ولی قول نمی دم اشكی در فراق تو نریزم

ولی فكر نكن گناهی كردی و پر غصه باشی

 نكنه گرد عذابو روی قلب خود بپاشی

برو شادی كن همیشه با یه عشق آسمونی 

قول بده برای روحم گاهی یك دعا بخونی

 حتی روحم واسه قلبت سرود و ترانه داره

واسه تو همراه بارون گلهای شادی می باره

اما تا هستی كنارم عاشق و دیوونتم من

 واسه  تو جونو می ذارم واسه تو روح میدم از تن   

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و ششم اسفند 1386ساعت 12:21  توسط  میلاد و زهرا  | 

گلچین موزیکهای ایرانی (قدیم و جدید)

موزیکهای ایرانی

 

برای دانلود موزیک ها  به ادامه مطلب بروید نظر یادتون نره


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  شنبه هجدهم اسفند 1386ساعت 9:47  توسط  میلاد و زهرا  | 

واسه ي تو مي نويسم واسه تو كه مثل نوري

                      

 

واسه ي  تو مي نويسم واسه تو كه مثل نوري

 

كاش بدوني كه عزيزم مي ميرم از غم دوري

 

ياد روزاي گذشته دلخوشم كرده به بودن

 

تو بگو وقتي تو نيستي چي دارم واسه سرودن

 

مهربون بودي و دنيا با تو رنگ تازگي داشت

 

اون دوتا چشم قشنگت واژه واژه سادگي داشت

 

آبي قشنگ چشمات پر بود از رنگ اقاقي

 

تو همون ماه اميدي كه بايد به من بتابي

 

نازنين واژه ي شعرم اسمت وبهونه مي كرد

 

توي غربت و غريبي باز هواي خونه مي كرد

 

با صداي مهربونت مي تپيد نبض ترانه

 

هديه دادي تو به قلبم يه نگاه عاشقانه

 

واسه دوست داشتن چشمات يادت هق هق  قلبم

 

باورم شد كه تو گفتي : ميرم اما بر مي گردم

 

رفتي و بعد سكوتت باز شكست بغض نگاهم

 

بعد تو كاشكي بدوني باز اسير اشك وآهم

 

آخرين حرفم بشنو خيلي دلتنگ نگاتم

 

مهربون ناجي قصه تا هميشه چشم براتم

 

  

  

تو اگر با من باشي ** همه تن، چشم ** به مهماني باران خواهم رفت ** کوچه باغ پر ياس دم صبح ** خانه ي خشتي پر پيچک ده ** و تن پر طپش گندم زار ** زير دست هوس انگيز نسيم ** همه را خواهم ديد ** آب خواهم نوشيد، با کف دست ** از آن چشمه ي پاک ** زير بادامي در يک دور ** و سلامي خواهم گفت به برادرهايم ** پاي ديوار کج قلعه ي ده ** تو اگر با من باشي ** دست هامان با هم ** به صدايي در حجم صداقت خواهد پيوست ** تو اگر با من باشي ** پلي از نور بنا خواهم کرد ** که به خورشيد رسد ** من، تو هستم که ز مهماني شب، ديگري ** و تو، من ** که ز عطر گل ياس ** و تنفس در بال نسيم ** و رها گشتن، در حجمي از خاطره ها، سرشارم ** مي تواني با من ** گل بچيني از باغ ** بنشيني لب رود ** سر کني آوازي ** و بخندي، که بلرزد دشت ** مي تواني با من ** برسي تا سر آن کوه بلند ** بنويسي بر صورت ابر ** حرف بسيارت را ** که بخوانند تمام مردم ** تو اگر با من باشي ** من برايت هر صبح ** گلي از باغچه خواهم آورد ** که تو آن را، در گلداني بگذاري ** از خاک صداقت لبريز ** روي هر سطر کتابت، بنويسي که... ** بهار است، بهار...

 

 

+ نوشته شده در  یکشنبه دوازدهم اسفند 1386ساعت 14:4  توسط  میلاد و زهرا  | 

عکس های عاشقانه 1

عکس های عاشقانه ۱

 

برای دیدن بقیه عکس ها به ادامه مطلب بروید


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  جمعه دهم اسفند 1386ساعت 11:20  توسط  میلاد و زهرا  | 

صبح نقره اي

صبح نقره اي

 

 

 

گر سوز عشق  در دل ما رخنه گر نبود

 

 

سلطان عشق را به سوي ما نظر نبود

 

 

جان در هواي ديدن دلدار داده ام

 

 

بايد چه عذر خواست كه متاع ديگر نبود

 

 

ان سر كه در وصال رخ او به باد رفت

 

 

گر مانده بود در نظر يار  سر نبود

 

 

 

برای دیدن بقیه شعر ها به ادامه مطلب بروید

 


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  سه شنبه هفتم اسفند 1386ساعت 20:28  توسط  میلاد و زهرا  | 

عکس های عاشقانه

عکس های عاشقانه  

برای دیدن بقیه عکس ها به ادامه مطلب بروید

 


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  شنبه چهارم اسفند 1386ساعت 19:31  توسط  میلاد و زهرا  | 

الا یا ایها ساقی ادرکاسا وناولها

الا یا ایها ساقی ادرکاسا وناولها
که عشق اسان نمود اول ولی افتاد مشکلها


ببوی نافه ای کاخر صبا زان طره بگشاید
ز تاب جعد مشکینش چه خون افتاد در دلها


مرا در منزل جانان چه امن عیش چون هر دم
جرس فریاد میدارد که بربندید محمل ها


به می سجاده رنگین کن گرت پیر مغان گوید
که سالک بی خبر نبود ز راه و رسم منزلها


شب تاریک و بیم موج و گردابی چنین حایل
کجا دانند حال ما سبکباران ساحل ها


همه کارم ز خود کامی به بدنامی کشید اخر
نهان کی ماند ان ذازی کزو سازند محفل ها


حضوری گر همی خواهی ازو غایب مشو حافظ
متا ما تلق من تهوا دع الدنیا و اهملها

 

+ نوشته شده در  شنبه چهارم اسفند 1386ساعت 10:8  توسط  میلاد و زهرا  | 

روز اول اپ اول

سلام خدمت دوستاي خوب خودم

 امروز شنبه است تاريخ 4 /12 / 86 اولين اپم من تو اين وبلاگ اين وبلاگ اولين وبلاگ شراكتي منه من وبلاگهاي زيادي ساختم ولي تابه حال وبلاگ شراكتي نداشتم اين اولين وبلاگ شراكتي من و اقا ميلاد ما زياد همديگر نمي شناسيم . ولي خوب به نظر مياد ميشه به عنوان يه رفيق بهش تكيه كرد ( روز اولي كه با اقا ميلاد چت كردم از دستش خيلي نارحت شدم يه جوراي بهم بر خورد دير جواب مي داد به قول معروف تحويل نگرفت منو وخيلي ...... .............) البته موردي نداره ولي خوب هميشه اولين بر خورد ها تو ذهن ادم ها مي مونه و تو روحيه اش تاثيير مي زاره

. بگذريم.............

 در حال حاظر هيچ احساسي ندارم فقط منتظر تماس رفقا هستم كه باهم قرار بزاريم بريم دانشكده راستش يه مقدار دلشوره دارم امروز كلاسها شروع مي شن................ ديشب تا صبح همش خواب امتحان ديدم (خيلي شب بدي بود)

+ نوشته شده در  شنبه چهارم اسفند 1386ساعت 10:4  توسط  میلاد و زهرا  | 

یا علی گفتیمو عشق اغاز شد

شعر

 

+ نوشته شده در  شنبه چهارم اسفند 1386ساعت 9:5  توسط  میلاد و زهرا  |